خیلی از والدین فکر میکنند قدرت دادن به کودک یعنی سختگیری کمتر یا آزادی بیشتر؛ اما واقعیت این است که «قدرت واقعی کودک» از جای عمیقتری میآید. از احساس امنیتی که در آغوش والد تجربه میکند، از مهارتی که برای عبور از استرس یاد میگیرد، و از توانایی درک خودش و دیگران.
کودکی که این قدرتها را بهتدریج به دست میآورد، در آینده نهتنها سالمتر و آرامتر است، بلکه تصمیمهای بهتری میگیرد و روابط پایدارتری میسازد. نقش والدین در این مسیر، فقط مراقبت نیست؛ بلکه ساختن پایههایی است که شخصیت کودک بر آن شکل میگیرد.
ایمنی و مراقبت از کودک، یکی از مهمترین قدرتهایی است که والدین میتوانند به فرزندشان بدهند. پیگیری واکسیناسیونهای بهموقع، نقش مهمی در محافظت کودک در برابر بیماریهای خطرناک و عفونی دارد و سیستم ایمنی او را برای مقابله با میکروبهایی آماده میکند که در گذشته جان بسیاری از افراد را میگرفتند.
سلامت جسمی تنها به معنای پیشگیری از بیماری نیست؛ بلکه پایهای برای احساس امنیت کودک محسوب میشود. کودکی که بدن سالمتری دارد و احساس میکند مراقبت میشود، آرامش بیشتری را تجربه میکند و مغز او فرصت بهتری برای رشد، یادگیری و شکلگیری مهارتهای هیجانی پیدا میکند. به همین دلیل، توجه به سلامت کودک یکی از نخستین گامها در تقویت احساس قدرت و اعتماد به زندگی در اوست.
برخی استرسها و ناراحتیها بخشی طبیعی از زندگی کودک هستند، اما زمانی که این فشارها شدید یا مداوم شوند، میتوانند به «استرس سمی» تبدیل شوند. استرس سمی میتواند روند رشد مغز و بدن کودک را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهای بلندمدتی به همراه داشته باشد.
والدین میتوانند با کمک به فرزندشان در تقویت انعطافپذیری روانی، از این آسیبها پیشگیری کنند. انعطافپذیری یعنی توانایی کنار آمدن با تجربههای استرسزا و عبور سالم از آنها. وقتی کودک یاد میگیرد به تواناییهای خود اعتماد کند و از حمایت والدین، بزرگسالان و همسالانش بهره ببرد، بهتر میتواند با چالشهای زندگی روبهرو شود. این مهارت یکی از پایههای مهم قدرت روانی کودک در آینده است.
کمک به کودک در شکلگیری همدلی با دیگران، یکی از مهمترین قدرتهایی است که والدین میتوانند به او بدهند. همدلی به معنای توانایی درک افکار، احساسات و تجربههای دیگران است و به کودک کمک میکند ارتباطهای سالمتر و مثبتتری برقرار کند.
این مهارت نهتنها باعث کاهش استرس کودک میشود، بلکه او را از تعصبهای آسیبزا دور میکند و پایهای برای روابط انسانی سالم در آینده میسازد. یکی از راههای ساده و مؤثر برای تقویت همدلی در کودکان، مطالعه و گفتوگو درباره داستانها و موقعیتهای مختلف با آنهاست؛ جایی که کودک یاد میگیرد خودش را جای دیگران بگذارد و احساساتشان را درک کند.
فعالیت بدنی و ورزش نقش مهمی در رشد جسمی و ذهنی کودکان دارد. تحرک منظم باعث تقویت ماهیچهها و استخوانها، افزایش هماهنگی و انعطافپذیری بدن کودک میشود و در عین حال به کاهش خطر چاقی، دیابت و بیماریهای قلبی کمک میکند.
علاوه بر سلامت جسم، فعالیت بدنی تأثیر مستقیمی بر سلامت روان کودک دارد. ورزش باعث کاهش استرس، بهبود خلقوخو و افزایش تمرکز کودکان، بهویژه در محیط مدرسه میشود. متخصصان کودک توصیه میکنند کودکان ۶ سال به بالا در بیشتر روزهای هفته حداقل ۶۰ دقیقه فعالیت بدنی متوسط تا شدید داشته باشند؛ عادتی ساده که میتواند یکی از پایههای قدرت جسمی و روانی کودک در آینده باشد.
آگاهی درباره زمین و محیط زیست، یکی از قدرتهایی است که به کودک احساس مسئولیت و اثرگذاری میدهد. والدین میتوانند با گذراندن زمان در فضای باز و تشویق کودک به احترام گذاشتن به طبیعت، این نگرش را از سنین پایین در او تقویت کنند.
صحبت کردن با کودکان درباره تغییرات اقلیمی و رویدادهایی مانند آتشسوزیها یا طوفانها، اگر همراه با تمرکز بر راهحلها باشد، به کاهش اضطراب آنها درباره آینده کمک میکند. وقتی کودک بداند خانوادهها و جوامع میتوانند برای حفظ زمین اقدام کنند، احساس قدرت و امید بیشتری پیدا میکند و یاد میگیرد که نقش او نیز در ساختن آیندهای بهتر مهم است.
کنترل و تنبیه ممکن است در کوتاهمدت باعث اطاعت کودک شود، اما معمولاً به رشد درونی او کمکی نمیکند. وقتی کودک فقط از ترس پیامدها رفتار خود را تغییر میدهد، مهارت تصمیمگیری، مسئولیتپذیری و اعتماد به خود در او شکل نمیگیرد.
در مقابل، قدرت دادن به کودک یعنی تقویت تواناییهایی مثل احساس امنیت، انعطافپذیری، همدلی و مسئولیتپذیری. کودکانی که این مهارتها را یاد میگیرند، حتی در نبود والدین هم انتخابهای سالمتری دارند و بهتر میتوانند با چالشهای زندگی کنار بیایند. به همین دلیل، تربیتی که بر قدرتبخشی تمرکز دارد، اثر ماندگارتری بر رفتار و شخصیت کودک میگذارد.
با وجود نیت خوب، برخی رفتارهای رایج والدین میتواند مانع شکلگیری این قدرتها در کودک شود. یکی از اشتباهات مهم، کنترل بیش از حد است؛ جایی که والد بهجای آموزش مهارت، همه تصمیمها را بهجای کودک میگیرد. این رفتار بهمرور اعتمادبهنفس و مسئولیتپذیری کودک را تضعیف میکند.
اشتباه دیگر، نادیده گرفتن احساسات کودک یا کوچک شمردن ترسها و ناراحتیهای اوست. وقتی کودک احساس میکند درک نمیشود، فرصت یادگیری همدلی و انعطافپذیری را از دست میدهد. همچنین انتظارهای غیرواقعبینانه یا مقایسه کودک با دیگران میتواند فشار روانی ایجاد کند و مانع رشد سالم این مهارتها شود. آگاهی از این اشتباهات، اولین قدم برای اصلاح مسیر تربیت است.
قدرت دادن به کودک به معنای سختگیری کمتر یا آزادی بیحد نیست؛ بلکه یعنی ساختن پایههایی محکم برای سلامت جسم، آرامش روان و رشد شخصیتی او. امنیت و سلامت، انعطافپذیری، همدلی، تحرک بدنی و مسئولیتپذیری نسبت به محیط اطراف، مهارتهایی هستند که کودک را برای زندگی واقعی آماده میکنند.
در بافملی، باور داریم هر والد آگاهی، میتواند آیندهای روشنتر برای فرزندش بسازد. ما جدیدترین آموزشها و نکات علمی فرزندپروری را از سراسر دنیا انتخاب میکنیم و با زبان ساده در اختیار شما میگذاریم.