تصور کنید کودکی با ذوق نقاشیای را که تازه کشیده به مادر یا پدرش نشان میدهد. اما بهجای تشویق، اولین جملهای که میشنود این است: «چرا اینجا را اینطوری کشیدی؟ میتوانستی بهتر بکشی.»
والدین معمولاً قصد راهنمایی دارند، اما کودک این جمله را نه بهعنوان کمک، بلکه بهعنوان قضاوت درباره خودش میشنود. کودکان برخلاف بزرگسالان هنوز توانایی تفکیک «رفتار» از «هویت» را ندارند. برای همین یک انتقاد ساده میتواند احساس شرم، ناکافی بودن یا ترس از اشتباه را در آنها ایجاد کند.

والدین بهتر است بدانند که کودکان مانند بزرگسالان به انتقاد واکنش نشان نمی دهند. یک بزرگسال ممکن است اشتباه خود را تصدیق کند و هنگامی که شما از او انتقاد سازنده می کنید، آن را درک کند اما کودکان هنوز برای انتقاد آماده نیستند. کودکان اغلب انتقاد را درونی میکنند، آن را به دل میگیرند و گاهی اوقات زخمهای عاطفی پایداری را در این فرآیند تحمل میکنند. بعلاوه احساس شرمی که ناشی از انتقاد از کودک است، این قدرت را دارد که اهدافی را که والدین در هنگام توصیه به فرزندان خود در ذهن دارند، تضعیف کند.
انتقاد از کودک را نباید با تربیت کردن او اشتباه گرفت. انتقاد بیشتر بر قضاوت کودک متمرکز است تا کمک کردن به او. وقتی کودکی را تربیت می کنیم، به آرامی او را از اشتباهی که مرتکب شده آگاه می کنیم و توضیح می دهیم که چرا رفتار او درست و سازنده نیست. برای مثال کودک نوپایی را در نظر بگیرید که اسباب بازی هایی را که به او تعلق ندارند بر می دارد. اگر به این کودک بگویید که اسباببازیهایی را که به او تعلق ندارند، بدون اجاز برندارد، سپس با حوصله توضیح دهید که چرا این عمل نادرست است، کار درست را انجام داده اید. این کار کودک را تشویق می کند تا دفعه بعد یاد بگیرد و بهتر عمل کند. در مقابل، گرفتن اسباببازیهایی که او بدون اجازه برداشته و گفتن اینکه کار بدی کرده است، کاری اشتباه و به منزله انتقاد از کودک است.

انتقاد بی مورد و بیجا از کودک می تواند عوارضی را به دنبال داشته باشد. از جمله:
وقتی فرزندتان را با عصبانیت سرزنش کرده و از او انتقاد می کنید، او کاملا درگیر احساس شما نسبت به خودش می شود. در نتیجه اصلا به اشتباه اصلی خود فکر نمی کند و شروع به تمرکز روی احساس خود در مورد واکنش شما به آن می کند. این امر او را از کشف احساساتی که مستقیما با پیامدهای رفتار و کارهای او مرتبط هستند (مانند پشیمانی و خجالت) منحرف می کند. در عوض، او خشم خود را نسبت به شما فرافکنی خواهد کرد. یعنی او درگیر این می شود که شما چقدر بی انصاف هستید. با گذشت زمان، این روند به او آموزش میدهد تا روی آنچه که باید بهبود بخشد تمرکز نکند، بلکه بر رفتار ناعادلانه دیگران با خودش تمرکز کند. به عبارت دیگر، او ذهنیت قربانی شدن خود را توسعه خواهد داد، نه مسئولیت پذیری شخصی.
احساس پشیمانی از اعمال ناشایست طبیعی و سالم است. از طرف دیگر احساس شرم مضر است. هنگامی که احساس پشیمانی می کنیم، از انجام یک اقدام خاص پشیمان می شویم و معمولا سعی می کنیم که رفتار خود را اصلاح کنیم. اما وقتی احساس شرم می کنیم، شروع می کنیم به این باور که ذاتا دارای نقص و کاستی هستیم و بنابراین قادر به تغییر نیستیم. بنابراین، طبق اصول فرزندپروری مثبت، اگر میخواهیم فرزندانمان با میل و رغبت روی رفتارهای مشکلساز کار کنند، باید به آنها بفهمانیم که اشتباه کردن اشکالی ندارد. ما باید آنها تشویقشان کنیم که دوباره تلاش کنند، نه اینکه آنها را خراب کنیم.
زندگی در حال حاضر برای کودکان چالش برانگیز است. آنها باید هر روز با فشار تحصیلی در مدرسه، فشار اجتماعی از سوی همسالان مقابله کنند. ایجاد استرس در کودک، تبدیل شدن به یک بزرگسال شاد و سالم را برای او دشوارتر می کند.

لحن "تک گویی درونی" هر کودکی با نحوه صحبت والدینش با او تعیین می شود. اگر به طور معمول از فرزندتان انتقاد کنید، او شروع به انتقاد شدیدتر از خود خواهد کرد. در نتیجه وقتی کودک به موفقیتی می رسد، احساس واقعی پاداش برای او غیرممکن می شود. برای مثال وقت در انجام تکالیف اش نمره A می گیرد، به جای اینکه به خودش افتخار کند، به خاطر نگرفتن A+ خودش را مورد انتقاد تند و تیز قرار می دهد.
اگر فرزندتان هر بار که مرتکب اشتباهی می شود مورد انتقاد قرار می دهید، او در نهایت متوجه می شود که نمی تواند به شما اعتماد کند. برای اینکه یک پیوند قوی بین والدین و فرزندان وجود داشته باشد، فرزندان باید بداند که والدین آنها را بدون قید و شرط دوست دارند.
تمرکز روی رفتار، نه شخصیت کودک
بهجای گفتن «چقدر بیدقتی!»، میتوان گفت: «این قسمت رو یادت رفته جمع کنی، بیا با هم درستش کنیم.» کودک باید بفهمد رفتارش نیاز به اصلاح دارد، نه اینکه «خودش» بد است.
توضیح دادن به زبان ساده
کودک وقتی دلیل یک رفتار درست یا غلط را بفهمد، بهتر آن را یاد میگیرد. مثلاً: «وقتی اسباببازی دوستت را برمیداری، ممکنه ناراحت بشه. قبلش ازش اجازه بگیری خیلی خوبه.»
انتخاب زمان مناسب برای صحبت
وقتی کودک در اوج هیجان، گریه یا عصبانیت است، هیچ پیامی را نمیگیرد. اول احساسش را تایید کنید سعی کنید آرام شود بعد در باره رفتار صحبت کنید
استفاده از تشویقهای کوچک
بچهها با توجه مثبت بهتر یاد میگیرند. هر وقت رفتار درست را انجام داد، گفتن یک جمله کوتاه مثل اثر تربیتی بیشتری دارد. مثلا : وقتی بدون داد زدن درخواستش را گفت به فرزندتان بگویید : «چقدر خوب گفتی و آروم بودی.»
ارائه الگوی رفتاری
کودک از رفتار والدین تقلید میکند. اگر والدین هنگام اشتباه آرام صحبت کنند، کودک هم همین الگو را یاد میگیرد.

در بسیاری از مواقع والدین با نیت کمک به رشد و پیشرفت فرزندشان از او انتقاد میکنند، اما تکرار بیش از حد این رفتار میتواند پیامدهایی مانند احساس شرم، کاهش اعتماد بنفس، ترس از اشتباه کردن و کمرنگ شدن مسئولیتپذیری را در کودک ایجاد کند.
کودکان هنوز در حال شکل دادن به تصویر ذهنی خود هستند و جملات و واکنشهای والدین نقش مهمی در این فرایند دارد. به همین دلیل، شیوه بیان والدین میتواند تعیین کند که کودک از اشتباهات خود درس بگیرد یا از آنها بترسد. با جایگزین کردن راهکارهایی مانند توضیح دادن، تمرکز بر رفتار به جای شخصیت کودک و استفاده از تشویقهای کوچک، میتوان به کودک کمک کرد تا در فضایی امنتر و سالمتر رشد کند.
در بافملی، باور داریم هر والد آگاهی، میتواند آیندهای روشنتر برای فرزندش بسازد. ما جدیدترین آموزشها و نکات علمی فرزندپروری را از سراسر دنیا انتخاب میکنیم و با زبان ساده در اختیار شما میگذاریم.