<p>«فقط گفتم یکم آروم‌تر حرف بزن، چرا گریه می‌کنی؟»</p>
<p>گاهی جمله‌ای که برای ما کاملاً معمولی است، برای کودک خیلی بزرگ به نظر می‌رسد.</p>
<p>ممکن است با یک تذکر کوچک ناراحت شود، از شوخی ساده خواهرش دلگیر شود، بعد از باختن در بازی گریه کند یا ساعت‌ها درباره حرفی که دوستش زده فکر کند.</p>
<p>در چنین موقعیتی والد ممکن است با خودش بگوید: «چرا بچه من این‌قدر حساسه؟» یا حتی نگران شود که نکند این رفتار نشانه یک مشکل باشد.</p>

<p>مسئله اصلی این نیست که کودک «نباید ناراحت شود». هدف این است که به او کمک کنیم احساسش را بشناسد، از شدت آن عبور کند و کم‌کم یاد بگیرد هر ناراحتی کوچکی تمام روزش را درگیر نکند.</p>
CircleCircle
  • BaFamily
  • 24 مهر 1405

«فقط گفتم یکم آروم‌تر حرف بزن، چرا گریه می‌کنی؟»

گاهی جمله‌ای که برای ما کاملاً معمولی است، برای کودک خیلی بزرگ به نظر می‌رسد.

ممکن است با یک تذکر کوچک ناراحت شود، از شوخی ساده خواهرش دلگیر شود، بعد از باختن در بازی گریه کند یا ساعت‌ها درباره حرفی که دوستش زده فکر کند.

در چنین موقعیتی والد ممکن است با خودش بگوید: «چرا بچه من این‌قدر حساسه؟» یا حتی نگران شود که نکند این رفتار نشانه یک مشکل باشد.

مسئله اصلی این نیست که کودک «نباید ناراحت شود». هدف این است که به او کمک کنیم احساسش را بشناسد، از شدت آن عبور کند و کم‌کم یاد بگیرد هر ناراحتی کوچکی تمام روزش را درگیر نکند.

کودک ناراحت و زودرنج در فضای خانه

کودک زودرنج دقیقاً چه کودکی است؟

«زودرنج» یک تشخیص پزشکی یا روان‌شناختی نیست.

معمولاً والدین این اصطلاح را برای کودکی به کار می‌برند که نسبت به بعضی اتفاق‌ها سریع‌تر یا شدیدتر واکنش هیجانی نشان می‌دهد.

  • با یک تذکر ساده سریع ناراحت شود؛
  • انتقاد را خیلی شخصی بگیرد؛
  • از شوخی دیگران دلگیر شود؛
  • بعد از دعوا مدت بیشتری ناراحت بماند؛
  • از صدای بلند، شلوغی یا بعضی تغییرها بیشتر اذیت شود؛
  • احساسات دیگران را خیلی سریع متوجه شود؛
  • با باخت یا نه شنیدن سخت‌تر کنار بیاید؛
  • یا برای آرام‌شدن بعد از ناراحتی به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.

بنابراین اولین قدم این است که به جای برچسب‌زدن بپرسیم: «کودک من دقیقاً در چه موقعیت‌هایی حساس‌تر می‌شود؟»

چرا بعضی کودکان زودتر ناراحت می‌شوند؟

۱. خلق‌وخوی کودک

بخشی از تفاوت میان کودکان به ویژگی‌های طبیعی خلقی آنها برمی‌گردد. یک کودک ممکن است خیلی راحت وارد محیط جدید شود و کودک دیگری قبل از احساس امنیت به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. همین تفاوت در واکنش هیجانی هم دیده می‌شود.

بعضی کودکان از ابتدا نسبت به محرک‌های محیطی و هیجانی واکنش‌پذیرتر هستند. این ویژگی نه خوب است و نه بد؛ مهم این است که کودک یاد بگیرد با ویژگی خودش زندگی کند.

۲. هنوز مهارت تنظیم احساساتش کامل نشده است

برای یک بزرگسال، ناراحتی از باختن یک بازی شاید پنج دقیقه طول بکشد. اما کودک هنوز در حال یادگیری مهارت‌هایی مثل شناخت احساس، کنترل تکانه، تغییر تمرکز، حل مسئله و آرام‌کردن بدن است.

گاهی چیزی که ما «زودرنجی» می‌بینیم، در واقع کودکی است که هنوز نمی‌داند با یک احساس قوی چه کار کند.

۳. خستگی، گرسنگی و شلوغی می‌توانند حساسیت را بیشتر کنند

همان کودکی که ساعت ۱۰ صبح به یک شوخی می‌خندد، شاید ساعت ۹ شب با همان شوخی گریه کند. خستگی، گرسنگی، فشار مدرسه، محیط شلوغ یا چند اتفاق پشت سر هم می‌توانند ظرفیت کودک برای تحمل ناراحتی را کمتر کنند.

به همین دلیل قبل از اینکه نتیجه بگیریم «باز حساس شد!»، بهتر است بپرسیم: «امروز چه چیزی ظرفیتش را کمتر کرده؟»

۴. بعضی کودکان احساسات دیگران را خیلی سریع می‌گیرند

ممکن است کودک از تغییر حالت صورت مادر متوجه شود که او ناراحت است یا حتی وقتی کسی چیزی نمی‌گوید، تنش اتاق را احساس کند. این ویژگی گاهی می‌تواند با همدلی بالا همراه باشد، اما اگر کودک مهارت مدیریت احساس را هنوز یاد نگرفته باشد، ممکن است سریع‌تر تحت تأثیر قرار گیرد.

کودک متفکر در محیطی شلوغ که برای آرام شدن به والد نزدیک شده است

آیا کودک زودرنج همان کودک لوس است؟

نه. این دو مفهوم یکی نیستند.

کودک می‌تواند واقعاً از چیزی ناراحت شود و در عین حال لازم باشد یک قانون را هم رعایت کند.

مثلاً کودک می‌گوید: «من ناراحتم که نمی‌ذاری بیشتر بازی کنم.» والد می‌تواند بگوید: «می‌فهمم دوست داشتی ادامه بدی.» و همچنان مرز را حفظ کند: «ولی زمان بازی امروز تموم شده.»

پذیرفتن احساس کودک به معنی قبول‌کردن هر خواسته‌ای نیست. احساس را می‌پذیریم، اما لزوماً رفتار یا خواسته را نمی‌پذیریم.

با کودک زودرنج چگونه رفتار کنیم؟

۱. نگویید «این‌قدر حساس نباش»

جمله‌هایی مثل «چیزی نشده»، «این که گریه نداره»، «باز شروع کردی؟» یا «تو خیلی حساسی» ممکن است کودک را آرام نکنند؛ بلکه این پیام را منتقل کنند که احساسش اشتباه است.

به جای آن می‌توانید بگویید: «می‌بینم این حرف واقعاً ناراحتت کرد.» یا: «فکر نمی‌کردم این موضوع برات این‌قدر مهم باشه.»

۲. احساس را نام‌گذاری کنید

کودک ممکن است فقط بداند: «حالم بده.» شما می‌توانید کمک کنید دقیق‌تر بفهمد چه اتفاقی افتاده: «فکر کنم بیشتر از اینکه عصبانی باشی، از حرفش دلخور شدی.» یا: «انگار ناامید شدی چون انتظار داشتی برنده بشی.»

با گذشت زمان کودک به جای گریه یا انفجار ناگهانی می‌تواند بگوید: «از این حرف ناراحت شدم.» و این خودش پیشرفت بزرگی است.

۳. وقتی خیلی ناراحت است، نصیحت نکنید

وقتی کودک در اوج احساس است، زمان مناسبی برای سخنرانی نیست. جمله‌هایی مثل «باید یاد بگیری هر حرفی رو جدی نگیری» یا «توی زندگی خیلی چیزای بدتر از این هست» احتمالاً در همان لحظه تأثیر زیادی ندارد.

اول اجازه دهید شدت احساس پایین بیاید. بعداً می‌توانید درباره اتفاق صحبت کنید.

والد و کودک در حال گفت‌وگوی آرام بعد از یک ناراحتی

۴. همه ناراحتی‌ها را فوراً برطرف نکنید

والد کودک حساس گاهی ناخواسته تبدیل به «محافظ دائمی» می‌شود. اگر همه ناراحتی‌ها را حذف کنیم، کودک فرصت تمرین کنار آمدن با احساسات سخت را از دست می‌دهد.

بهتر است بپرسیم: «الان دوست داری فقط حرف بزنی یا می‌خوای باهم ببینیم چه کاری می‌شه کرد؟» گاهی کودک فقط نیاز دارد کسی احساسش را تحمل کند.

۵. بین احساس و رفتار مرز بگذارید

کودک می‌تواند عصبانی باشد، اما نمی‌تواند بزند. می‌تواند ناراحت باشد، اما نمی‌تواند وسایل را پرت کند.

مثلاً: «می‌فهمم خیلی ناراحتی. می‌تونی گریه کنی یا بیای پیش من، ولی نمی‌ذارم خواهرت رو بزنی.» این جمله هم احساس را می‌پذیرد و هم مرز را نگه می‌دارد.

۶. به او زمان بازگشت بدهید

همه کودکان با یک سرعت آرام نمی‌شوند. کودک حساس ممکن است بعد از یک اتفاق مدت بیشتری درگیر بماند. لازم نیست مدام بپرسیم: «هنوز ناراحتی؟» گاهی کمی فضا، یک فعالیت آرام، آب خوردن یا چند دقیقه کنار والد بودن کافی است.

۷. بعد از آرام‌شدن، مهارت بسازید

لحظه اصلی یادگیری بعد از بحران است.

  • «کدوم قسمت حرف دوستت بیشتر ناراحتت کرد؟»
  • «دفعه بعد دوست داری چی بهش بگی؟»
  • «چی کمک کرد آروم‌تر بشی؟»
  • «اگر دوباره این اتفاق افتاد چه کاری می‌تونیم امتحان کنیم؟»

در این حالت هر ناراحتی تبدیل به فرصتی برای شناخت بهتر خود می‌شود.

در موقعیت‌های روزمره چه بگوییم؟

موقعیتواکنش کم‌اثر والدواکنش کمک‌کننده
کودک با تذکر ساده گریه می‌کند«این که گریه نداره!»«می‌بینم از حرفم ناراحت شدی. وقتی آروم شدی باهم درباره‌اش صحبت می‌کنیم.»
از شوخی دوستش دلخور شده«شوخی کرده، اینقدر جدی نگیر.»«برای تو شوخی نبوده و ناراحتت کرده. دوست داری بگی چه قسمتش اذیتت کرد؟»
در بازی باخته«باز گریه کردی؟ فقط یه بازیه.»«باختن برات سخته. چند دقیقه آروم بشیم، بعد تصمیم بگیریم می‌خوای دوباره بازی کنی یا نه.»
از انتقاد معلم ناراحت است«حتماً تقصیر خودت بوده.»«اول بگو چه اتفاقی افتاد و چه حسی داشتی؛ بعد باهم ببینیم چه کاری می‌شه کرد.»
بعد از «نه» شنیدن عصبانی شدهبرای قطع گریه خواسته‌اش را قبول کنیم«می‌دونم ناراحتی که گفتم نه. ناراحت بودن اشکالی نداره، ولی جواب هنوز هم نه است.»

چه کارهایی معمولاً اوضاع را بدتر می‌کنند؟

برچسب زدن

«تو خیلی حساسی.» «زودرنجی دیگه.» «با تو نمی‌شه حرف زد.» وقتی یک رفتار را تبدیل به هویت کودک می‌کنیم، احتمال دارد او هم کم‌کم خودش را همین‌طور تعریف کند.

بهتر است رفتار یا موقعیت را توصیف کنیم: «دیدم وقتی دوستت این حرف رو زد خیلی ناراحت شدی.»

مقایسه کردن

جمله‌هایی مثل «ببین خواهرت اصلاً گریه نمی‌کنه» یا «بچه‌های دیگه این‌طوری نیستن» معمولاً مهارت نمی‌سازند؛ فقط احساس ناکافی‌بودن را بیشتر می‌کنند.

مسخره کردن احساس

گاهی بزرگسال از سر شوخی می‌گوید: «وااای، دوباره دنیا به آخر رسید!» ممکن است برای ما شوخی باشد، اما برای کودک تجربه تحقیرکننده‌ای شود.

اگر انتقاد یا شوخی‌های تند در تعامل روزمره زیاد شده‌اند، مقاله انتقاد از کودک؛ آسیبی پنهان در تربیت فرزند می‌تواند مکمل این موضوع باشد.

تسلیم شدن برای جلوگیری از ناراحتی

اگر هر بار کودک گریه کرد قانون را عوض کنیم، ممکن است ناخواسته به او یاد بدهیم که احساس شدید راهی برای تغییر مرزهاست. همدلی و مرزبندی می‌توانند همزمان وجود داشته باشند.

والد در حال همدلی با کودک ناراحت در حالی که مرز رفتاری را حفظ می‌کند

آیا باید همیشه مراقب حرف‌زدن با کودک حساس باشیم؟

باید محترمانه صحبت کنیم؛ اما قرار نیست تمام محیط را طوری تغییر دهیم که کودک هیچ‌وقت ناراحت نشود.

زندگی شامل نه شنیدن، اختلاف، انتقاد، باخت، تغییر برنامه و گاهی حرف‌های ناخوشایند دیگران است.

هدف فرزندپروری این نیست که کودک را از همه این تجربه‌ها دور نگه داریم. هدف این است که کمک کنیم توان تحمل و مدیریت آنها را به‌تدریج بسازد.

مثلاً اگر کودک بعد از یک بازخورد کوچک ناراحت می‌شود، لازم نیست دیگر هیچ بازخوردی ندهیم. می‌توانیم شیوه بیان را بهتر کنیم: به جای «چقدر شلخته نوشتی» بگوییم «این دو خط رو دوباره نگاه کنیم؛ فکر کنم می‌تونی خواناتر بنویسی.»

برای مطالعه بیشتر درباره همین موضوع می‌توانید مقاله اعتمادبه‌نفس در کودکان؛ از کجا شروع کنیم؟ را نیز ببینید؛ چون کودک حساس اگر خودش را با واکنش دیگران تعریف کند، ممکن است به حمایت بیشتری برای ساخت احساس توانمندی نیاز داشته باشد.

حساسیت چه زمانی نیاز به توجه بیشتری دارد؟

زود ناراحت‌شدن به‌تنهایی نشانه اختلال نیست. اما اگر شدت واکنش‌ها آن‌قدر زیاد شود که زندگی روزمره کودک را مختل کند، بهتر است موضوع را جدی‌تر بررسی کنیم.

  • به خاطر ترس از ناراحت‌شدن از مدرسه یا جمع دوستان دوری می‌کند؛
  • واکنش‌های هیجانی شدید و مکرر دارد و آرام‌شدن بسیار دشوار است؛
  • تقریباً هر بازخوردی را حمله شخصی تلقی می‌کند؛
  • روابط دوستی‌اش مرتب به دلیل حساسیت شدید به هم می‌خورد؛
  • اضطراب، مشکلات خواب یا شکایت‌های جسمی مکرر هم دارد؛
  • یا خانواده مجبور شده بیشتر فعالیت‌ها را برای جلوگیری از ناراحتی او محدود کند.

در این شرایط ارزیابی توسط روان‌شناس کودک می‌تواند کمک کند بفهمیم آیا موضوع فقط تفاوت خلقی است یا مسئله دیگری مانند اضطراب یا دشواری در تنظیم هیجان نیز وجود دارد.

کودک حساس در حال آرام شدن با حمایت والد

سخن آخر

کودک حساس و زودرنج الزاماً کودکی ضعیف، لوس یا مشکل‌دار نیست.

ممکن است سیستم هیجانی او نسبت به بعضی اتفاق‌ها سریع‌تر واکنش نشان دهد و برای آرام‌شدن به زمان و حمایت بیشتری نیاز داشته باشد.

بهترین واکنش والد معمولاً جایی بین دو افراط قرار دارد: نه اینکه بگوییم «احساست مهم نیست» و نه اینکه برای جلوگیری از ناراحتی کودک، همه قوانین و موقعیت‌های سخت را حذف کنیم.

احساس را می‌پذیریم، به آن اسم می‌دهیم، کنار کودک می‌مانیم و در عین حال مرزهای لازم را حفظ می‌کنیم.

با تکرار همین تجربه‌ها، کودک کم‌کم یاد می‌گیرد: «احساس شدید دارم، اما می‌توانم از آن عبور کنم.»

اگر دوست دارید درباره احساسات کودک، مرزبندی، همکاری و گفت‌وگوی والد–کودک یک مسیر منظم‌تر داشته باشید، دوره جامع تربیت کودک بافملی می‌تواند مرحله بعدی مناسبی باشد. این آموزش جایگزین ارزیابی تخصصی در مشکلات شدید هیجانی یا اضطرابی نیست.

BaFamily

در بافملی، باور داریم هر والد آگاهی، می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر برای فرزندش بسازد. ما جدیدترین آموزش‌ها و نکات علمی فرزندپروری را از سراسر دنیا انتخاب می‌کنیم و با زبان ساده در اختیار شما می‌گذاریم.