<p>گاهی کودک چند روزی غمگین است، زود عصبانی می‌شود یا دلش نمی‌خواهد بازی کند. این اتفاق لزوماً به معنی افسردگی نیست. کودکان هم مثل بزرگسالان روزهای سخت دارند و ممکن است در واکنش به دعوا با دوستشان، تغییر مدرسه، شکست، بیماری یا اتفاقی ناراحت‌کننده مدتی حال خوبی نداشته باشند.</p>
<p>اما اگر این تغییرات ادامه‌دار شوند، روی خواب، درس، بازی، روابط یا زندگی روزمره کودک اثر بگذارند یا کودک دیگر از چیزهایی که قبلاً برایش لذت‌بخش بود خوشحال نشود، موضوع ارزش بررسی بیشتری دارد.</p>
CircleCircle
  • BaFamily
  • 15 مهر 1405

گاهی کودک چند روزی غمگین است، زود عصبانی می‌شود یا دلش نمی‌خواهد بازی کند. این اتفاق لزوماً به معنی افسردگی نیست. کودکان هم مثل بزرگسالان روزهای سخت دارند و ممکن است در واکنش به دعوا با دوستشان، تغییر مدرسه، شکست، بیماری یا اتفاقی ناراحت‌کننده مدتی حال خوبی نداشته باشند.

اما اگر این تغییرات ادامه‌دار شوند، روی خواب، درس، بازی، روابط یا زندگی روزمره کودک اثر بگذارند یا کودک دیگر از چیزهایی که قبلاً برایش لذت‌بخش بود خوشحال نشود، موضوع ارزش بررسی بیشتری دارد.

کودکی آرام و کم‌انرژی در اتاق با حضور حمایتگر والد در پس‌زمینه

افسردگی در کودکان چه تفاوتی با ناراحتی معمولی دارد؟

ناراحتی بخشی طبیعی از زندگی کودک است. ممکن است کودک بعد از خراب‌شدن یک اسباب‌بازی، دعوا با دوستش یا گرفتن نمره پایین چند ساعت یا حتی چند روز ناراحت باشد و سپس دوباره به فعالیت‌های معمولش برگردد.

در افسردگی، معمولاً تغییرات عمیق‌تر و ماندگارترند.

  • بیشتر روزها غمگین، بی‌حوصله یا تحریک‌پذیر باشد؛
  • علاقه خود را به بازی‌ها یا فعالیت‌هایی که قبلاً دوست داشت از دست بدهد؛
  • از دوستان یا اعضای خانواده فاصله بگیرد؛
  • خواب یا اشتهایش تغییر کند؛
  • انرژی کمتری داشته باشد؛
  • تمرکز کردن برایش سخت‌تر شود؛
  • درباره خودش با جملاتی مانند «من هیچ کاری را درست انجام نمی‌دهم» صحبت کند؛
  • یا عملکردش در مدرسه کاهش پیدا کند.

وجود یکی از این نشانه‌ها به‌تنهایی به معنی افسردگی نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد مدت ادامه علائم، شدت آنها و تأثیری است که بر زندگی روزمره کودک می‌گذارند.

کودکی که دور از جمع و تنها نشسته است

علت افسردگی در کودکان چیست؟

یکی از مهم‌ترین نکاتی که والدین باید بدانند این است که معمولاً نمی‌توان افسردگی کودک را به یک اتفاق یا یک رفتار والد نسبت داد.

افسردگی یک وضعیت چندعاملی است. یعنی عوامل مختلف می‌توانند در کنار یکدیگر احتمال بروز آن را افزایش دهند.

۱. زمینه ژنتیکی و سابقه خانوادگی

کودکانی که در خانواده آنها سابقه افسردگی یا بعضی مشکلات سلامت روان وجود دارد، ممکن است آمادگی بیشتری برای تجربه افسردگی داشته باشند.

این موضوع به معنی قطعی‌بودن ابتلای کودک نیست. ژنتیک فقط یکی از بخش‌های تصویر کلی است و محیط، روابط، تجربه‌های زندگی و ویژگی‌های فردی کودک نیز اهمیت دارند.

۲. تجربه اتفاق‌های دشوار یا پراسترس

از دست دادن یکی از نزدیکان، جدایی والدین، تغییرات شدید خانوادگی، مهاجرت، بیماری جدی، خشونت، سوءاستفاده یا تجربه حوادث دشوار می‌توانند فشار روانی زیادی برای کودک ایجاد کنند.

هر کودکی که تجربه سختی داشته باشد افسرده نمی‌شود؛ اما چنین تجربه‌هایی می‌توانند یکی از عوامل افزایش‌دهنده خطر باشند.

۳. قلدری، طردشدن و مشکلات روابط اجتماعی

برای کودکان و به‌خصوص نوجوانان، پذیرفته‌شدن در جمع دوستان اهمیت زیادی دارد.

قلدری در مدرسه، طردشدن از جمع، تجربه تنهایی یا درگیری مداوم با همسالان می‌تواند با مشکلات خلقی همراه شود. به همین دلیل اگر کودک ناگهان از دوستانش فاصله گرفته یا دیگر علاقه‌ای به فعالیت‌های اجتماعی ندارد، بهتر است به جای سرزنش یا اجبار، ابتدا علت این تغییر بررسی شود.

۴. مشکلات دیگر سلامت روان یا رشد

اضطراب، مشکلات رفتاری، اختلالات یادگیری، مشکلات توجه و بعضی شرایط رشدی ممکن است همراه با افسردگی دیده شوند.

برای مثال کودکی که مدت‌ها در مدرسه احساس شکست می‌کند یا ارتباط با دیگران برایش دشوار است، ممکن است فشار روانی بیشتری تجربه کند.

به همین دلیل تشخیص افسردگی نباید فقط بر اساس چند علامت ظاهری انجام شود. متخصص باید شرایط کلی کودک را بررسی کند.

۵. بیماری‌های جسمی یا مصرف بعضی داروها

گاهی برخی بیماری‌های جسمی یا داروها می‌توانند علائمی شبیه افسردگی ایجاد کنند؛ برای مثال خستگی، تغییر خواب یا کاهش انرژی همیشه منشأ روان‌شناختی ندارند.

به همین دلیل در ارزیابی حرفه‌ای ممکن است پزشک علاوه بر وضعیت روانی، سلامت جسمی کودک را نیز بررسی کند.

۶. گاهی علت مشخصی پیدا نمی‌شود

والد ممکن است با خودش بگوید: «هیچ اتفاق خاصی نیفتاده؛ پس چرا بچه من باید افسرده باشد؟»

اما همیشه یک حادثه مشخص پیش از افسردگی وجود ندارد. گاهی مجموعه‌ای از عوامل کوچک‌تر یا زمینه‌های زیستی و روانی در کنار هم نقش دارند.

پیدا نکردن یک دلیل مشخص به این معنی نیست که احساسات کودک واقعی نیستند.

والدی که با آرامش به صحبت کودک درباره احساساتش گوش می‌دهد

علائم افسردگی در کودکان همیشه شبیه بزرگسالان نیست

کودک ممکن است اصلاً نگوید «من افسرده‌ام».

گاهی چیزی که والد می‌بیند، بیشتر شبیه بدخلقی، عصبانیت یا بی‌حوصلگی است.

برخی نشانه‌هایی که باید به آنها توجه کرد عبارت‌اند از:

  • غمگینی یا تحریک‌پذیری مداوم؛
  • کاهش علاقه به بازی و فعالیت‌های موردعلاقه؛
  • فاصله گرفتن از دوستان و خانواده؛
  • تغییر خواب؛
  • کاهش یا افزایش قابل‌توجه اشتها؛
  • خستگی و کاهش انرژی؛
  • افت تمرکز؛
  • افت عملکرد تحصیلی؛
  • احساس بی‌ارزشی یا گناه؛
  • کاهش اعتمادبه‌نفس؛
  • سردرد یا دل‌دردهای تکرارشونده بدون علت مشخص؛
  • حرف‌زدن زیاد درباره مرگ یا آسیب‌زدن به خود.

در کودکان، تحریک‌پذیری و عصبانیت نیز می‌تواند بخشی از تصویر افسردگی باشد و همه کودکان الزاماً غمگینی واضح نشان نمی‌دهند.

البته عصبانیت کودک به‌تنهایی به معنی افسردگی نیست. اگر مسئله اصلی شما تغییرات خشم و رفتار کودک است، بررسی دلایل پرخاشگری کودک می‌تواند به تفکیک بهتر رفتارها کمک کند.

والدین چگونه می‌توانند با کودک صحبت کنند؟

هدف گفت‌وگو این نیست که کودک را وادار کنیم فوراً حالش بهتر شود. هدف این است که بداند می‌تواند درباره احساسش صحبت کند و کسی برای شنیدن او وجود دارد.

موقعیتواکنش کم‌اثر والدواکنش کمک‌کننده
کودک می‌گوید «هیچ‌کس منو دوست نداره»«این چه حرفیه؟ همه دوستت دارن!»«به نظر میاد واقعاً احساس تنهایی می‌کنی. می‌خوای بگی چی شده؟»
کودک دیگر علاقه‌ای به بازی ندارد«این‌قدر تنبلی نکن، بلند شو برو بازی.»«دیدم این چند وقت کمتر سراغ بازی‌هات می‌ری. چیزی اذیتت می‌کنه؟»
کودک زیاد گریه می‌کند«دیگه بس کن؛ چیزی نشده.»«می‌بینم خیلی ناراحتی. لازم نیست الان توضیح بدی؛ من کنارت هستم.»
نمرات کودک افت کرده«با این وضع آینده‌ات رو خراب می‌کنی.»«احساس می‌کنم درس خوندن این روزها برات سخت‌تر شده؛ ببینیم چه چیزی تغییر کرده.»
کودک خودش را بی‌ارزش می‌داند«حرف بی‌خود نزن.»«وقتی این حرف رو می‌زنی نگران می‌شم. دوست دارم بیشتر بدونم چرا درباره خودت این‌طور فکر می‌کنی.»

گاهی والد از روی نگرانی سریع می‌خواهد مشکل را حل کند؛ اما شنیده‌شدن می‌تواند قدم اول مهم‌تری باشد.

در همین مسیر، نحوه برخورد با گریه کودک و پرهیز از تحقیر یا کوچک‌شمردن احساسات اهمیت زیادی دارد. تکرار تجربه‌هایی مانند تحقیر شدن در کودکی نیز می‌تواند سلامت هیجانی کودک را تحت تأثیر قرار دهد.

والد و کودک در حال انجام یک فعالیت آرام و ساده در خانه

در خانه چه کمکی می‌توانیم به کودک بکنیم؟

حمایت والد بسیار مهم است، اما جای ارزیابی و درمان تخصصی را نمی‌گیرد.

چند اقدام ساده می‌تواند مفید باشد:

  • هر روز زمانی بدون موبایل و حواس‌پرتی برای گفت‌وگو با کودک داشته باشید.
  • احساس او را انکار یا کوچک نکنید.
  • برنامه خواب و بیداری نسبتاً منظمی ایجاد کنید.
  • کودک را به فعالیت‌های سبک و موردعلاقه‌اش تشویق کنید، اما مجبورش نکنید که «شاد باشد».
  • ارتباط او را با افراد امن و حمایت‌کننده حفظ کنید.
  • اگر مدرسه تحت تأثیر قرار گرفته است، با معلم یا مشاور مدرسه همکاری کنید.
  • تغییرات خلق، خواب، اشتها و رفتار را برای مدتی یادداشت کنید تا هنگام مراجعه اطلاعات دقیق‌تری داشته باشید.

همچنین اگر کاهش اعتمادبه‌نفس کودک یکی از تغییرات اصلی است، بهتر است به جای تعریف‌های اغراق‌آمیز، روی ایجاد تجربه‌های موفق کوچک، ارتباط امن و پذیرش احساسات او تمرکز شود.

چه زمانی باید به روان‌شناس یا روان‌پزشک کودک مراجعه کنیم؟

اگر تغییرات خلق یا رفتار کودک چند هفته ادامه دارد، شدت آنها در حال افزایش است یا روی مدرسه، خواب، روابط، بازی یا زندگی خانوادگی تأثیر گذاشته، بهتر است ارزیابی توسط متخصص انجام شود.

ارزیابی تخصصی به این معنا نیست که حتماً کودک افسردگی دارد.

هدف این است که مشخص شود چه چیزی باعث تغییرات شده و کودک به چه نوع حمایتی نیاز دارد.

چه زمانی موضوع فوری است؟

اگر کودک:

  • درباره مردن یا خودکشی صحبت می‌کند؛
  • می‌گوید می‌خواهد به خودش آسیب بزند؛
  • برای آسیب‌زدن به خودش برنامه یا وسیله‌ای آماده کرده است؛
  • اقدام به خودآزاری یا خودکشی کرده است؛
  • یا رفتار او به شکلی است که امنیت خودش یا دیگران در خطر قرار دارد؛

موضوع را فوری در نظر بگیرید.

او را در این وضعیت تنها نگذارید و برای ارزیابی فوری از خدمات اورژانسی یا متخصص سلامت روان کمک بگیرید.

والد و کودک در جلسه‌ای آرام با متخصص سلامت روان کودک

آیا می‌توان از افسردگی کودک پیشگیری کرد؟

هیچ روشی نمی‌تواند تضمین کند که کودکی هرگز افسردگی را تجربه نکند.

اما داشتن روابط امن، امکان صحبت‌کردن درباره احساسات، حمایت خانوادگی، ارتباط اجتماعی سالم، رسیدگی زودهنگام به مشکلات روانی و گرفتن کمک در زمان مناسب می‌تواند به سلامت روان کودک کمک کند.

والد لازم نیست تمام ناراحتی‌های کودک را از بین ببرد. مهم‌تر این است که کودک بداند وقتی شرایط سخت می‌شود، برای فهمیدن و کمک‌گرفتن تنها نیست.

سخن آخر

افسردگی در کودکان همیشه با یک کودک ساکت و غمگین دیده نمی‌شود. گاهی پشت عصبانیت، کناره‌گیری، افت تحصیلی، خستگی یا شکایت‌های جسمی پنهان می‌شود.

دیدن چند علامت به معنی تشخیص افسردگی نیست، اما تغییرات ماندگار را هم نباید نادیده گرفت.

اگر حال و رفتار کودک برای چند هفته تغییر کرده یا زندگی روزمره او تحت تأثیر قرار گرفته است، بهترین قدم این نیست که والد خودش تشخیص بدهد؛ بلکه این است که موضوع را جدی بگیرد، با کودک گفت‌وگو کند و برای ارزیابی حرفه‌ای اقدام کند.

برای آشنایی گسترده‌تر با شیوه حمایت از رشد و رفتار کودک می‌توانید از راهنمای جامع تربیت کودک بر اساس یافته‌های علمی نیز استفاده کنید؛ با این یادآوری که محتوای آموزشی بافملی جایگزین ارزیابی یا درمان روان‌شناس، روان‌پزشک یا پزشک کودک نیست.

سوالات متداول

آیا هر کودک غمگینی افسرده است؟

خیر. ناراحتی بخشی طبیعی از زندگی است. زمانی نگرانی بیشتر می‌شود که تغییر خلق یا رفتار ماندگار باشد، شدت پیدا کند یا فعالیت‌های روزمره، مدرسه، روابط و علایق کودک را تحت تأثیر قرار دهد.

آیا عصبانیت می‌تواند نشانه افسردگی در کودکان باشد؟

بله، در بعضی کودکان افسردگی می‌تواند بیشتر به شکل تحریک‌پذیری و عصبانیت دیده شود؛ اما عصبانیت به‌تنهایی برای تشخیص افسردگی کافی نیست.

آیا افسردگی کودک تقصیر والدین است؟

خیر. افسردگی معمولاً حاصل تعامل عوامل مختلف ژنتیکی، زیستی، روانی و محیطی است و نسبت‌دادن آن به یک رفتار یا یک فرد معمولاً درست نیست.

اگر کودک درباره مرگ صحبت کند چه کنیم؟

چنین صحبت‌هایی را جدی بگیرید. می‌توانید مستقیم و آرام درباره افکار آسیب‌زدن به خود یا خودکشی سؤال کنید. اگر کودک افکار یا برنامه خودکشی دارد، ارزیابی فوری تخصصی ضروری است.

BaFamily

در بافملی، باور داریم هر والد آگاهی، می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر برای فرزندش بسازد. ما جدیدترین آموزش‌ها و نکات علمی فرزندپروری را از سراسر دنیا انتخاب می‌کنیم و با زبان ساده در اختیار شما می‌گذاریم.