لغو پارک بهخاطر باران، عوضشدن معلم یا حتی استفاده از لیوانی متفاوت میتواند برای بعضی کودکان ناراحتکننده باشد. واکنش شدید همیشه به معنای لجبازی نیست. تغییر میتواند احساس کنترل و پیشبینیپذیری را برهم بزند؛ مخصوصاً وقتی کودک خسته یا درگیر فعالیتی دوستداشتنی است.
هدف این نیست که کودک از هیچ تغییری ناراحت نشود؛ هدف این است که کمکم یاد بگیرد با وجود ناراحتی، راه بعدی را پیدا کند. روتینهای اصلی را قابل اعتماد نگه دارید، تغییر را زودتر خبر دهید، از برنامه اصلی و راه دوم کمک بگیرید و تغییرهای کوچک را در زمان آرام تمرین کنید.

انعطافپذیری بخشی از مهارتهای اجرایی است؛ تواناییهایی که به کودک کمک میکنند توجهش را جابهجا کند و با شرایط تازه سازگار شود. این مهارت بهتدریج رشد میکند و در همه کودکان یکسان نیست. قبل از برچسبزدن، بهتر است ببینیم چه چیزی تغییر را سخت کرده است.

کودک برای تمرین تغییر به یک پایه قابل پیشبینی نیاز دارد. خواب، غذا و چند روتین اصلی را تا حد ممکن منظم نگه دارید. وقتی بخشهای مهم روز قابل اعتمادند، پذیرش تغییرهای کوچک آسانتر میشود.
پنج دقیقه و یک دقیقه قبل از پایان یک فعالیت خبر دهید؛ مخصوصاً اگر کودک در حال بازی است. برای رویداد جدید هم کوتاه بگویید چه چیزی عوض میشود و چه چیزهایی ثابت میماند. پیشآگاهی غافلگیری را کمتر میکند.
پیش از گردش بگویید: «برنامه اصلیمان رفتن به پارک است؛ اگر باران شد، راه دوممان بازی ساختنی در خانه است.» راه دوم تهدید یا جایزه نیست؛ فقط مسیر قابل قبول دیگری است. گاهی در زمان آرام درباره یک «راه دوم» حرف بزنید تا این مفهوم برای کودک آشنا شود.
در زمان آرام، تغییرهای کمخطر را تمرین کنید؛ مثلاً جای نشستن، مسیر پیادهروی یا ترتیب دو فعالیت را با اطلاع کودک عوض کنید. از موضوعهای حساس شروع نکنید. بعد بپرسید: «چه چیزی کمک کرد راحتتر ادامه بدهی؟»
گاهی کودک میداند برنامه عوض شده، اما ذهنش هنوز روی برنامه قبلی مانده است. بهجای بحث طولانی بگویید: «میبینم ذهنت هنوز روی برنامه قبلی گیر کرده. اول آرام میشویم، بعد انتخاب بعدی را بررسی کنیم.» اگر واکنشها با نگرانی گستردهتری همراه است،میتواند نشانه ای از استرس در کودکان باشد.
خودتان در زندگی روزمره منعطف باشید: «این راه جواب نداد؛ راه دوم را امتحان میکنم.» کودک از دیدن واکنش ما نسبت به تغییر، یاد میگیرد. این نگاه با برخورد مثبت با اشتباهات و کمالگرایی کودک هم پیوند دارد.
در اوج ناراحتی، زمان آموزش مفصل نیست. وقتی کودک آرامتر شد، بپرسید: «چه چیزی سخت بود؟ دفعه بعد پیشآگاهی، تصویر یا دو انتخاب کدام بیشتر کمک میکند؟» هدف شناخت ابزارهای مؤثر کودک است.

لغو پارک: «میدانم ناراحتی چون منتظرش بودی. باران را نمیتوانیم عوض کنیم؛ بیا راه دوم را انتخاب کنیم: بازی حرکتی یا بازی با لگو.»
پایان بازی: «دو دقیقه مانده. دوست داری آخرین بازیت چی باشه؟ سرسره یا تاب بازی؟ تو انتخابت رو بکن و من هم تایم زمانسنج را تنظیم کنم»
تغییر ناگهانی: «الان لازم نیست از این تغییر خوشحال باشی. اول کمی آرام میشویم؛ بعد با هم قدم بعدی را انتخاب میکنیم.»

اگر واکنش به تغییر بسیار شدید، پرتکرار و طولانی است، زندگی روزمره یا مدرسه را مختل میکند، با اضطراب زیاد یا رفتار خطرناک همراه است، یا خانواده برای جلوگیری از واکنش کودک مجبور به محدودکردن فعالیتهای معمول شدهاند، ارزیابی متخصص میتواند مفید باشد. هدف شناخت بهتر نیاز کودک و پیدا کردن حمایت مناسب است، نه برچسبزدن.

برای شروع لازم نیست همه چیز را تغییر دهید. این هفته فقط برای یک موقعیت پرتکرار، یک راه دوم مشخص کنید و پیش از نیاز با کودک تمرینش کنید. موفقیت یعنی کودک شاید هنوز ناراحت شود، اما با گذشت زمان و حمایت کمتر بتواند راه امن بعدی را پیدا کند.
قدم بعدی، تمرین یک تغییر کوچک و توجه به چیزی است که واقعاً به کودک کمک میکند. اگر میخواهید روی رابطه و همکاری روزمره منظمتر کار کنید، دوره جامع تربیت کودک میتواند فقط بهعنوان یک مسیر تکمیلی در کنار این تمرینها بررسی شود.
در بافملی، باور داریم هر والد آگاهی، میتواند آیندهای روشنتر برای فرزندش بسازد. ما جدیدترین آموزشها و نکات علمی فرزندپروری را از سراسر دنیا انتخاب میکنیم و با زبان ساده در اختیار شما میگذاریم.