بعضی پسرها وقتی ناراحت، ترسیده یا خجالتزدهاند، به جای حرف زدن ساکت میشوند یا فقط خشمشان دیده میشود. این به معنای «بیاحساس بودن» نیست؛ اغلب یعنی هنوز کلمه، امنیت یا فرصت کافی برای بیان آنچه درونشان میگذرد ندارند.

هر کودک، فارغ از جنسیت، طیف گستردهای از احساسات را تجربه میکند. با این حال، پیامهایی مثل «پسر که گریه نمیکند» یا «محکم باش» ممکن است ناخواسته به کودک یاد بدهند فقط بعضی احساسات قابل قبولاند. هدف این نیست که پسرها را مجبور کنیم همیشه حرف بزنند یا به شیوهای مشخص احساساتشان را نشان دهند؛ هدف این است که بدانند احساسشان دیده میشود و برای بیان آن راه امنی دارند.
شناخت احساس، قدم اول برای تنظیم آن است. کودکی که بتواند بگوید «ناراحتم چون دوستم بازیام نداد»، احتمالاً آسانتر از کودکی که فقط فریاد میزند یا کنارهگیری میکند، کمک میگیرد. پژوهشهای مربوط به اجتماعیشدن هیجان نشان میدهند واکنش حمایتی والد و گفتوگو درباره احساسات با رشد مهارت تنظیم هیجان و سازگاری کودک ارتباط دارد؛ اما هیچ روش واحدی برای همه کودکان یکسان نیست.
درک احساسات، مهارتی انسانی است نه مهارتی دخترانه یا پسرانه. بعضی پسرها پرحرفاند و برخی کمتر از کلمات استفاده میکنند؛ بعضی با نقاشی، بازی، حرکت یا سکوت کوتاه بهتر ارتباط برقرار میکنند. به جای مقایسه کردن، به نشانههای مخصوص فرزندتان توجه کنید: بعد از مدرسه کمحرف میشود؟ هنگام باختن عصبانی میشود؟ یا هنگام تغییر برنامه، بدنش بیقرار میشود؟
وقتی خشم دیده میشود، لازم نیست فوراً آن را «بدرفتاری» بدانیم. خشم میتواند روی احساسهای دیگری مثل ناکامی، ترس، حس نادیدهگرفتهشدن یا خستگی قرار گرفته باشد. درباره برخورد با این موقعیتها، مقاله «چرا کودک من پرخاشگر شده؟ طبیعی است یا نشانه یک مشکل جدی؟» نیز نگاه دقیقتری میدهد.

به جای «گریه نکن، چیزی نشده»، ابتدا آنچه میبینید را نام ببرید: «پایت درد گرفت و غافلگیر شدی؛ طبیعی است که گریه کنی.» این جمله به معنی تأیید هر رفتار نیست. میتوان بعدش مرز را هم گفت: «عصبانی هستی، اما نمیگذارم کسی را بزنی.»
اگر خودتان هنگام عصبانیت مکث میکنید و بعد درباره آن حرف میزنید، کودک از رفتار شما یاد میگیرد. برای همین مدیریت واکنش والد بخشی مهم از آموزش احساسات است؛ در «کنترل خشم والدین یا کنترل کودک؟ اشتباهی که رابطه والدفرزندی را خراب میکند!» راهکارهای مرتبط را میخوانید.

لازم نیست گفتوگوی بزرگ و رسمی داشته باشید. از اتفاقهای معمولی شروع کنید: «فکر کنم از اینکه بازی تمام شد، ناامید شدی» یا «وقتی معلمت تشویقت کرد، به خودت افتخار کردی؟» اگر کودک جواب نداد، اصرار نکنید؛ فقط راه را باز بگذارید: «هر وقت خواستی میتوانی برایم بگویی.»
کتاب داستان، فیلم کوتاه یا بازی نقشآفرینی هم ابزار خوبی است. به جای سؤال مستقیم درباره خود کودک، بپرسید: «فکر میکنی این شخصیت چرا اخم کرده؟ اگر جای او بودی چه کمکی میخواستی؟» این گفتوگوها هم واژگان احساسی را بیشتر میکنند و هم پلی به همدلی میسازند. مقاله «آموزش همدلی به کودک؛ کودکان چگونه میتوانند احساسات دیگران را درک کنند؟» میتواند ادامه مفیدی برای این مسیر باشد.

برخی کودکان در لحظه فشار، آماده حرفزدن نیستند. میتوانید چند انتخاب ساده بدهید: کشیدن نقاشی، انتخاب کارت احساس، بازی با عروسکها، قدمزدن کوتاه کنار شما یا نوشتن چند کلمه برای کودکان بزرگتر. جمله پیشنهادی: «دوست داری الان فقط کنارم بنشینی، نقاشی بکشی یا دربارهاش حرف بزنی؟»
به احساس اعتبار بدهید، اما مسئولیت رفتار را حفظ کنید: «میفهمم خیلی عصبانی شدی؛ بیا راهی پیدا کنیم که بدون آسیبزدن نشانش بدهی.» کودک با تکرار این تجربهها کمکم یاد میگیرد احساسش دشمن او نیست و برای هر احساسی یک رفتار امنتر وجود دارد.

سکوت کودک همیشه نشانه بیاعتمادی یا مشکل نیست. گاهی او هنوز نمیداند چه احساسی دارد، گاهی خسته است و گاهی ترجیح میدهد بعداً صحبت کند. حضور آرام شما میتواند از پرسیدن مداوم مؤثرتر باشد. میتوانید بگویید: «لازم نیست همین حالا حرف بزنی؛ من بعد از شام هم کنارت هستم.»
زمان مناسب را هم هوشمندانه انتخاب کنید. پرسوجوی جدی درست بعد از باختن در بازی، دعوا یا بازگشت خستهکننده از مدرسه معمولاً نتیجه خوبی ندارد. بعد از کمی آرامشدن، در یک فعالیت مشترک مثل پیادهروی، توپبازی یا مرتبکردن اتاق، گفتوگو راحتتر شکل میگیرد. به جای بازجویی، یک سؤال کوتاه کافی است: «سختترین بخش امروزت چه بود؟»
اگر تغییرهای شدید و ماندگار در خلق، خواب، اشتها، ارتباط با دیگران یا عملکرد روزانه کودک میبینید، یا او درباره آسیبزدن به خود یا دیگران حرف میزند، گفتوگو با روانشناس کودک یا پزشک میتواند قدمی حمایتی باشد. این نشانهها بهتنهایی تشخیص نیستند؛ فقط دلیلیاند که نباید کودک و خانواده را تنها بگذاریم. برای نگاه کلیتر به مراقبت از بهزیستی کودک، «۷ گام برای ارتقاء سلامت روان کودک» را هم ببینید.
پسر شما برای قویبودن لازم نیست احساساتش را پنهان کند. قدرت واقعی میتواند یعنی شناختن آنچه درون او میگذرد، کمک خواستن در زمان مناسب و انتخاب رفتاری که به خودش و دیگران آسیب نمیزند. از یک جمله ساده شروع کنید: «هر احساسی که داری، میتوانی اینجا دربارهاش حرف بزنی.»
در بافملی، باور داریم هر والد آگاهی، میتواند آیندهای روشنتر برای فرزندش بسازد. ما جدیدترین آموزشها و نکات علمی فرزندپروری را از سراسر دنیا انتخاب میکنیم و با زبان ساده در اختیار شما میگذاریم.