لجبازی در کودکان معمولاً یک «رفتار عمدی برای اذیت کردن» نیست، بلکه راهی است که کودک از آن برای بیان احساسات، نیازها یا نارضایتیهای درونی خود استفاده میکند. وقتی کودک هنوز مهارت کافی برای بیان احساساتش ندارد، ممکن است لجبازی را در قالب رفتارهایی مثل گریه شدید، فریاد زدن، پرت کردن وسایل، شکستن اشیا یا حتی پرخاشگری نشان دهد.
برخورد با کودک لجباز، یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای فرزندپروری است؛ چالشی که اگر با آگاهی، صبر و استراتژی درست همراه نباشد، میتواند ناخواسته باعث تشدید یا تثبیت این رفتار در کودک شود. بسیاری از والدین، بدون اینکه متوجه باشند، با واکنشهای هیجانی یا روشهای نادرست، لجبازی کودک را تقویت میکنند.
هیچ کودکی ذاتاً لجباز به دنیا نمیآید. لجبازی رفتاری اکتسابی است که بهتدریج و تحتتأثیر محیط، شیوهی تربیت و واکنشهای اطرافیان در کودک شکل میگیرد. در واقع، اگر کودکی بهمرور لجباز میشود، معمولاً ریشهی آن در شرایط رشد و نحوهی برخورد بزرگسالان با احساسات و خواستههای اوست.
لجبازی در بسیاری از سنین میتواند طبیعی و بخشی از رشد کودک باشد؛ بهویژه زمانی که کودک در حال یادگیری استقلال، «نه گفتن» و آزمودن مرزهاست. حتی آرامترین کودکان هم گاهی واکنشهای نامطلوب نشان میدهند. اما اگر این رفتارها با واکنشهای نادرست والدین همراه شود، ممکن است تقویت شده و به یک الگوی رفتاری پایدار تبدیل شود.
لجبازی زمانی طبیعی است که:
مقطعی باشد
متناسب با سن کودک رخ دهد
با رشد مهارتهای ارتباطی کاهش پیدا کند
اما اگر لجبازی شدید، مداوم و مختلکنندهی روابط یا زندگی روزمره شود، دیگر طبیعی نیست و نیاز به بررسی و مدیریت آگاهانه دارد.
لجبازی در هر سنی میتواند بخشی از مسیر رشد کودک باشد، اما سن، شدت و تداوم رفتار تعیین میکند که این واکنش طبیعی است یا نیاز به توجه جدی دارد. این جدول به والدین کمک میکند مرز بین لجبازی رشدی و لجبازی مشکلساز را بهتر تشخیص دهند.
| سن کودک | شکل رایج لجبازی |
|---|---|
| ۱ تا ۳ سال | گریه، نه گفتن، زمین زدن خود، مقاومت در برابر حرف والدین |
| ۳ تا ۵ سال | اصرار روی خواستهها، مخالفت لفظی، لج در موقعیتهای جدید |
| ۵ تا ۷ سال | بحث کردن، مقاومت در برابر قوانین، امتحان مرزها |
| ۷ سال به بالا | لج پنهان، سرپیچی خاموش، بیاعتنایی عمدی |
لجبازی در کودکان معمولاً «مشکل شخصیتی» نیست؛ بلکه پیام یک نیاز برآوردهنشده یا مرحلهای طبیعی از رشد است. مهمترین دلایل آن را میتوان در چند دستهی اصلی بررسی کرد:
در برخی سنین، بهویژه ۲ تا ۴ سالگی و دوباره در ۶ تا ۸ سالگی، کودک در حال ساختن «منِ مستقل» است. نه گفتن، مخالفت کردن و مقاومت، بخشی از این فرآیند طبیعی رشد است.
کودک میخواهد احساس کند بر زندگی خودش اثرگذار است. وقتی همهچیز بهجای او تصمیمگیری میشود، لجبازی تبدیل به تنها ابزار قدرت او میشود.
کودک هنوز واژههای کافی برای گفتنِ «ناراحتم»، «خستهام»، «میترسم» یا «حسادت میکنم» ندارد. در نتیجه، احساسات فشردهشده به شکل رفتار لجبازانه بیرون میآید.
کودکان رفتار را بیشتر از آنچه میشنوند، از آنچه میبینند یاد میگیرند. اگر کودک شاهد بحثهای پرتنش، کنترلگری بیش از حد ، تحکم یا لجبازی بزرگسالان باشد؛ احتمال بروز این رفتار در او افزایش مییابد.
دستورهای زیاد، تهدید، مقایسه با کودکان دیگر یا تنبیههای مکرر، کودک را وارد حالت دفاعی میکند. در این حالت، لجبازی تبدیل به مقاومت روانی میشود.
کودکی که خواب کافی ندارد، بیش از حد برنامهریزی شده یا در معرض محرکهای زیاد (صفحهنمایش، شلوغی، فشار آموزشی) است، توان تنظیم هیجان کمتری دارد و سریعتر لجباز میشود
وقتی کودک یاد میگیرد که با لجبازی دیده میشود، حتی اگر این توجه همراه با دعوا باشد، ممکن است این الگو را تکرار کند
قبل از هر اقدامی، والدین باید مطمئن شوند که رفتاری که میبینند واقعاً «لجبازی» است، نه خستگی، ترس، نیاز به توجه یا ناتوانی کودک در بیان احساسات. تمرکز روی الگوی تکرار رفتار و درک دلیل آن، اولین قدم در برخورد درست با کودک لجباز است.
نکته مهم اینجاست که لجبازی اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند در آینده زمینهساز مشکلاتی مثل اضطراب، افسردگی، کاهش اعتمادبهنفس کودک و گوشهگیری شود. بنابراین هدف درمان، کنترل کودک نیست؛ آموزش مهارتهای رفتاری سالم است.
در ادامه، راهکارهایی را میخوانید که هم علمیاند و هم در زندگی روزمره قابل اجرا هستند:
دادن حق انتخاب محدود، حس استقلال کودک را ارضا میکند و شدت لجبازی را کاهش میدهد. بهجای گفتن: «این لباس رو بپوش»، بگویید: «این کاپشن آبی رو میپوشی یا قرمز رو؟» در هر دو حالت، هدف شما انجام شده اما کودک احساس کنترل دارد. وقتی کودک احساس کند در برخی امور توانمند است، کمتر برای اثبات خود لجبازی میکند
کودک بیکار، بیشتر وارد رفتارهای چالشبرانگیز میشود. بازی، مخصوصاً بازیهای فکری و حرکتی، راهی سالم برای تخلیه انرژی و کاهش تنش است. بهترین راه مدیریت اوقات فراغت کودک، بهترین راه برای مدیریت بازی کردن با کودکان در خانه است، نه رها کردن کامل یا برنامهریزی افراطی.
هر رفتار خوب کودک، هرچند کوچک هم باشد نیاز به دیدهشدن دارد. پاداش همیشه مادی نیست؛ گاهی یک جمله ساده مثل: «دیدم چقدر خوب همکاری کردی» میتواند رفتار کودک را تقویت کند و به او نشان دهد برای رسیدن به خواستههایش نیازی به لجبازی ندارد.
ارتباط، یک مسیر دوطرفه است. طبق ارتباط یک فرآیند دو طرفه است. طبق اصول فرزندپروری مثبت وقتی کودک احساس شود شنیده میشود، کمتر برای جلب توجه از راههای منفی استفاده میکند. بهجای دستور دادن، بپرسید: «چی اذیتت کرده؟» «دوست داری چی تغییر کنه؟» این گفتوگوها جلوی بسیاری از رفتارهای لجبازانه را میگیرد
لجبازی با یک یا دو بار اجرای تکنیکها از بین نمیرود. ثبات رفتاری، آرامش والد و تمرین روزانه، نقش کلیدی دارند. واکنشهای هیجانی یا عصبی والد، معمولاً لجبازی را تشدید میکند.
کودکان از رفتار ما یاد میگیرند، نه از حرفهایمان. بدون شک کودکان از والدینشان تقلید میکنند. اگر از کودک انتظار دارید پرخاش نکند اما خودتان با عصبانیت واکنش نشان میدهید، پیامهای متناقض دریافت میکند و اعتمادش آسیب میبیند. الگوی آرام، قاطع و محترمانه بودن، یکی از مؤثرترین روشهای کاهش لجبازی است.
گاهی نیت والدین خوب است، اما واکنشهای اشتباه ناخواسته لجبازی کودک را تشدید میکند. اگر با این رفتارها آشنا باشید، یک قدم بزرگ در درمان لجبازی برداشتهاید.
بحث و جدل طولانی با کودک کشدادن بحث، کودک را وارد بازی قدرت میکند و لجبازی را تقویت میکند.
فریاد زدن، تهدید یا تنبیه بدنی این واکنشها اضطراب و خشم کودک را بالا میبرد و اعتماد او را کاهش میدهد.
عقبنشینی بعد از لجبازی شدید اگر بعد از گریه کودک و داد، خواسته او را برآورده کنید، به او یاد میدهید لجبازی جواب میدهد.
بیثباتی در قوانین یک روز بله، یک روز نه؛ این ناپایداری کودک را سردرگم و لجبازتر میکند.
برچسب زدن به کودک (لجباز، بدرفتار، دردسرساز) برچسبها بهتدریج بخشی از هویت کودک میشوند.
نادیده گرفتن احساسات کودک جملاتی مثل «چیزی نشده» یا «این که گریه نداره» احساسات کودک را بیارزش میکند.
انتظار رفتار بزرگسالانه از کودک لجبازی در بسیاری از سنین بخشی از رشد طبیعی است، نه نشانه بد بودن کودک.
لجبازی در کودکان نشانه بد بودن یا نقص شخصیتی نیست؛ بلکه اغلب راهی برای بیان نیاز، احساس یا ناتوانی در مدیریت هیجانهاست. کودک لجباز، بیشتر از تنبیه و کنترل، به درک شدن، امنیت روانی و راهنمایی درست نیاز دارد. ثبات در رفتار والدین، گوش دادن واقعی به کودک، دادن حق انتخابهای محدود و الگوسازی رفتاری، از مؤثرترین ابزارها در این مسیر هستند.
به یاد داشته باشید: کودکی که یاد بگیرد احساساتش را بدون جنگ و مقاومت بیان کند، در آینده بزرگسالی آرامتر، مستقلتر و مسئولیتپذیرتر خواهد بود.
تغییر از رفتار کودک شروع نمیشود؛ از نگاه و واکنش والدین آغاز میشود.
در بافملی، باور داریم هر والد آگاهی، میتواند آیندهای روشنتر برای فرزندش بسازد. ما جدیدترین آموزشها و نکات علمی فرزندپروری را از سراسر دنیا انتخاب میکنیم و با زبان ساده در اختیار شما میگذاریم.